|
آسمون توی نگاه پنجره
جون می گیره
وقتی شب توی چشام
بوی بارون می گیره
دل غنچه ها رو نشکن 
به تن
سبز بهار 
وقتی قصه دار می شه
رنگ زمستون می گیره
میدونی که بی تو سخته زندگی 
اما نگات
جون سپردن دل منو 
چه آسون می گیره
این اطاق سوت کور 
که رنگو بویی نداره
باحضور مهربونت
سرو سامون می گیره
خاطرات بچه گیم 
با اسم تو شروع می شه
همه ی شعرای دنیا
با تو پایون می گیره
|