|
پسر تنها |
|
" من سکوت نکرده ام، واژه ها حقیر شده اند! " |
قسمت نشد تا در کناره هم بمانیم
قسمت نشد تا در هوای هم بمیریم تا سرنوشت ما جدای رو رقم زد ای یار عاشق از جدای نا گزیری فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را در خلوت معصوم چشمانت بخوانم صد سوز پنهان مانده در ساز ام که یک شب باگریه در چشمان گریانت بخوانم آینه ام چین خوره از رنج جدایی از تو سرودن یعنی فصل اشنایی تو رفته ای تا صد بهار آرغوانی بعد از تو در شتو خانه را در بر بگیرد تو رفته ای تا صد بهار آرغوانی بعد از تو در شتو خانه را در بر بگیرد پسر تنها
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 12:36 توسط رهگزر جاده های غم |