|
پسر تنها |
|
" من سکوت نکرده ام، واژه ها حقیر شده اند! " |
امروز سرکاریک سوال برای من پیش امد
مگر ما چند وقت دیگه جوانیم چند وقت دیگه می تونیم این جوری عاشق باشیم چند وقت دیگه می تونیم این جوری خوش باشیم {{البته من همیشه غم دارم}} اصلآ معلوم نیست که چقدر دیگه زنده باشیم کاش می تونستم بگم {{{اون موقه ی که امدی نزدیک به هم شدیم ولی نتونستم بگم بغز کردم {{تازه یادت هم باشه داشتم آهنگ غمگین گوش می دادم}} اون بغز هنوز تو گلوم ونمی تونم خوب حرف بزنم آخه گلوم درد می کنه دددوووسسستتت دارم م م}}}}} پسر تنها دختر آرزوها
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 19:47 توسط رهگزر جاده های غم |