|
پسر تنها |
|
" من سکوت نکرده ام، واژه ها حقیر شده اند! " |
عاشق نبودی تو من عاشقت بودم در قبله گاه عشق بودی تو معبودم آرامو آسوده در خواب خوش بودی یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم من با نفس هایم نام تو را خواندم کاش ای هوس باز ام با تو نمی ماندم ای خدا دیدی دیدی چه فرستی بود ولی نتونستم بهش بگم دددددددددددددوووووووووووسسسسسسسسسستتتتتتتتتتت ددددددااااااااررررممممممممممممممم وووووووووووووووووولی هیف که نمی تونم بهت بگم پسر تنها
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 23:46 توسط رهگزر جاده های غم |