|
پسر تنها |
|
" من سکوت نکرده ام، واژه ها حقیر شده اند! " |
ههههههههههههی
هههههههههههههههههههی زندگی ههههههههههههههههههههههههههی روزگار خسته شدم از بدشامسی از بد بختی از این شامس همایی که داریم دقیقآ باید روز قبل از تولد او گوشیم بسوزه بشه باید روز ولین گوشیم گم به باید وقتی تو این موقه احتیاج به کسی دارم کسی دورم نباشه {{{حتی یک نفر}}}} بدشامس بودن رو تجربه کردم تا آخرش تا جایی که حتی یکی ... فقط می گن زندگی کن حتی خیابون ها هم با من قهر اند پسر تنها زری
+ نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 10:20 توسط رهگزر جاده های غم |