|
پسر تنها |
|
" من سکوت نکرده ام، واژه ها حقیر شده اند! " |
چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو
پس چرا؟ نیستی پیشم نگاه خیس تو کو؟ گوش گوش دوتا گوش دو دست باز یک آغوش بیا بگیر قلبمو عمرم یادت فراموش چوب چوب یک گردن جایی نری تو بی من دق می کنم می میرم اگر تو دورشی از من دست دست دوتا پا یادت مونده تو اینجا یادت می اید می گفتی بی تو نمیره هیچ جا من من یک عاشق همون مجنون سابق عشق عشق چه زیبا ست الهی جون بگیره من هنوز عاشق ام دعا کنید بمیره اونی که عشقمو برد چرا نشد دیونه
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 12:54 توسط رهگزر جاده های غم |
عشق
عشق یعنی اشک چشم عاشقی
خنده معشوقه نا لایقیعشق
یعنی رفتن ازشهرنگار با دو چشم تربه سوی روزگارعشق
یعنی بی وفایی های یار عشق یعنی سالها در انتظارعشق
یعنی جان سپردن بین راه عشق یعنی قطره های اشک وآهعشق
یعنی لاله های مرده رنگ عشق یعنی دل سپردن بهرسنگآری آغاز دوست داشتن است ** * گرچه پایان راه نا پیداست
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 22:7 توسط رهگزر جاده های غم |
گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم گفتي اگه يه روز نبينمت مي ميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم مي خواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... .
حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟
نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو.
+ نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 22:20 توسط رهگزر جاده های غم |
اي کاش مي دانستم بعد از مرگم اولين اشک از چشمان چه کسي جاري مي شود

و آخرين سياهپوش که مرا به فراموشي ميسپارد چه کسي خواهد
!!
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 21:50 توسط رهگزر جاده های غم |