|
پسر تنها |
|
" من سکوت نکرده ام، واژه ها حقیر شده اند! " |
راحتم بگذار ای رويای دور ای عشق محال
ای تمام سهم من از زندگی
عشق تو چيزی به جز زجر نصيب من نکرد
می خواهم اسوده باشم
می دانی عشق ما مثل دو خط موازی است
که تا بی نهايت نقطه قطعی ندارد
خواستم قصه ما هم مثل قصه شيرين وفرهاد شود
اما نشد ...............................
نه من ان فرهاد کوه کن بودم نه تو ان شيرين شيدا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 15:26 توسط رهگزر جاده های غم |
زدم فریاد خدا این چه رسمی ست رفیقان را جدا کردن هنر نیست رفیقان قلب انسان اند ........زیست
![]()
خدایا بدون قلب چگونه![]()
![]()
پسرتنها![]()
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 16:21 توسط رهگزر جاده های غم |
باز یکی با غصه ها ش داره آواز می خونه وقتی غم تو دل باشه دیگه مردن اسونه کی این مرد غریب مثل من پریشونه می دونم همین شبو توی دنیا مهمونه سلام دوستان عزیز چرا باید تو این دو روز دنیا آدم دو رنگ باشه دروغ بگه و با گسی باشه چرا تنها نباشه و چرا........... 
![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 15:58 توسط رهگزر جاده های غم |

سلام دوستانم ![]()
شهادت امام جعفره صادق {ع}![]()
را به شما دوستانه و وبلاگ نویسان
عزیز تسلیت می گویم![]()
پسر تنها![]()
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 22:24 توسط رهگزر جاده های غم |

در افق دور دست به دنبال روزنه ي اميد ميگشتم: به دنبال
دوستي . رفيقيو همراهي که تو را با آن لبخند معصومانه ات
ديدم نگاهت کردم نگاهت همچون تيري بر قلبم نشست در
دلم جاي گرفت و آنگاه با زبان بي زباني گفتم دوستت دارم.
تقديم به اميد زندگانيم:
تقديم به اميد زندگاني ام به شکوه شب و شکوه مهتاب . به
اشکهاي سوزان روي گونه هايت. تقديم به خنده هاي دلنشينت
ونگاه هاي پنهانت. تقديم به تو اي خيال من .اي آسمان قلبم
واي سر چشمه ي الهام من تقديم به تو اي محبوبترين قلبم.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 0:30 توسط رهگزر جاده های غم |

بدترين غم اين نيست که عشقت تو رو بذاره بره....
بدترين غم اين نيست که بفهمي ديگه دوستت نداره...
بدترين غم اين نيست که بفهمي يکي ديگه رو دوست داره...
بدترين غم اينه که يکي بميره بعد بفهمي عاشقت بوده
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:53 توسط رهگزر جاده های غم |
اجازه هست خيال كنم تاآخرش مال مني؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني؟ اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت....
بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني؟
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:51 توسط رهگزر جاده های غم |
اگه ميدونستي چقدر تنهام برام اشک مي ريختي اگه مي دونستي چقدر اشک ميريزم هيچ وقت تنهام نمي ذاشتي.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:49 توسط رهگزر جاده های غم |
نه تنها من ، تو هم دنياي دردي مواه از من گناهت را ببخشم تو داني که با اين دل چه کردي برو نا مهربان بيگانه از من اي که تو هر لحظه به رنگي در آيي رها کن اين دل ديوانه ام را برو سيرم از اين دير آشنايي
نگاهم مي کني اما به سردي
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:48 توسط رهگزر جاده های غم |
انتظاره تو فقط مال منه سهم من از تو افسوس تورا نداشتن منتظر می مانم تا تو بیای حتی تا عبد
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 22:38 توسط رهگزر جاده های غم |
عشق من یادم کن گاهی که به دل دارم آهی تو که از دردم آگاهی یک دنیا یک دنیا عاشق ام من بدون که به عشقت صادق ام من تو مست خیشو من مست عشقم اگر نباشی میمیرم 
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 22:33 توسط رهگزر جاده های غم |
شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره واسه هر کی که می گم قصه اش را آتیش می گیره تو چرا از اینجا رفتی تو که مثل قصه هایی گله ام از چه چیزی باشه نه بدی نه بی وفایی سر نوشت ما یک میدون زندگی اما یک بازی پیش اسم ما نوشتن حقت باید به بازی
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 15:55 توسط رهگزر جاده های غم |
باز يکي با غصه هاش داره آواز مي خونه
وقتي دل تو سينه باشه دگه مردن آسونه
کي اين مره غريب مـثل من پريشونه؟
مي دونم همين شبو توي دنيا مهمونه؟
پسره تنها
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 15:23 توسط رهگزر جاده های غم |