|
پسر تنها |
|
" من سکوت نکرده ام، واژه ها حقیر شده اند! " |
تقدیم به تو ای گلم که به وب من سر زدی
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 20:31 توسط رهگزر جاده های غم |

غزیز هم قسم مگر که مرگ من تو را دگر
زه قلب من جدا کند
فدای چشم مست تو اگر به راه عشق تو
خدا مرا فدا کند
ای نفس های تو عاشق ای تو خوب موندنی
رند ام با نفس تو تو همیشه با منی
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 20:29 توسط رهگزر جاده های غم |

این شمع ها برای روز های سختی تاریک تا قلب تورو روشن کنه
چون هیچ وقت تاریک نبوده
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 20:22 توسط رهگزر جاده های غم |

فکر نکنی دوری واینجا نیستی قلب من اونجاست تو تنها نیستی
تو هیچ وقت تنها نیستی چه در اینجا وچه در اونجا
هادی
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 20:18 توسط رهگزر جاده های غم |
پس تو کی می آیی روز از پی روز فصل از پی فصل عمر دارد می گذرد بهوده به یاده تو منتظر می مانم هادی 
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 0:59 توسط رهگزر جاده های غم |
این قصه که می کنی تو با من زین خوب تر هیچ قصه ی نیست خوبست ولیک باید از درد نالان شود و زار زار بگریست
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 0:54 توسط رهگزر جاده های غم |